تبليغاتX
اشکهای بی گناه

اشکهای بی گناه

J.?.N...LOVE

love.......................love

 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط j.najafi  | 

love.......................love



وقتی که دیگر رفت...
من به انتظار امدنش نشستم...
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد...
من او را دوست داشتم...
وقتی که او تمام کرد...
من شروع کردم...
وقتی که او تمام شد...
من اغاز شدم...
و چه سخت است تنها متولد شدن...
مثل تنها زندگی کردن است... مثل تنها مردن...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط j.najafi  | 

love.......................love

deborah.mihanblog.com
عشق یعنی : دفتر تلفن محرمانه نداشته باشی

عشق یعنی : مجبور نباشی تنهایی غذا بخوری

عشق یعنی :رازی بین من و تو

عشق یعنی : آرزوهاتونو به هم دیگه بگین

عشق یعنی : یه کیک خونگی برای روز تولدش

عشق یعنی : به هزار زبون بهش بگی دوستش داری

عشق یعنی : کسی که دلتو ببره

عشق یعنی : بعضی وقتها اشک زیاد ریختن

عشق یعنی : همین کنار هم بودن

عشق یعنی : همون نیرویی که توی فضا می چرخه

عشق یعنی:احساس فوق العاده ای که همه جادوروبرت هست

عشق یعنی : آدم احساس کنه زمین زیر پاش نیست


عشق یعنی : ضربه فنی شدن


عشق یعنی : کاری کنی که به جز عشق تو هیچی نبینه


عشق یعنی : این فکر که چقدر خوبه که اون تو رو بخواد


عشق یعنی : قشنگ ترین لباساتو براش بپوشی


عشق یعنی : ترانه که تو رو به یاد اون می ندازه


عشق یعنی : بزاری از خودش تعریف کنه

عشق یعنی : منتظر تلفنش باشی

عشق یعنی : بدونی واسه تولدش چه هدیه ای دوست داره

عشق یعنی : دیدن خوشحالیش


عشق یعنی : با نگاهت اونو به خودت جذب کنی

عشق یعنی : غرورش رو جریحه دار نکنی

عشق یعنی : سلیقه شو مسخره نکنی


عشق یعنی : فکر نکنی مجبوره تا ابد با تو بمونه


عشق یعنی : وقتی دیدنش کافیه تا تو رو از خود بی خود کنی


عشق یعنی : لباسی رو که برات خریده بپوشی


عشق یعنی : زیر نور مهتاب براش شعر بخونی


عشق یعنی : وقتی خوابه تماشاش کنی


عشق یعنی : بدون اون انگار توی بیابونه سر گردونی


عشق یعنی : دلشو نشکنی


عشق یعنی : وقتی اونو می بینی داغ کنی


عشق یعنی : واسش آوازه عاشقانه بخونی

عشق یعنی :مرتب ببریش بیرون

عشق یعنی : بهش بگی که بدون آرایشم قشنگه


عشق یعنی : نقطه ضعفاشو بشناسی


عشق یعنی : ستاره ی محبوبش باشی

 
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط j.najafi  | 

love......................................................love

  

دست عشق از دامن دل دور باد !

مي توان آيا به دل دستور داد ؟

مي توان آيا به دريا حكم كرد

كه دلت را يادي از ساحل مباد ؟

موج را آيا توان فرمود ايست !

باد را فرمود : بايد ايستاد ؟

آن كه دستور زبان عشق را

بي گزاره در نهاد ما نهاد

خوب مي دانست كه تيغ تيز را

در كف مستي نمي بايست داد .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط j.najafi  | 

love.......................love

        

متن نامه ای از یک عاشق دل شکسته

نازنین من

برگرد به لحظه های امروز سفر را به سوی

فردا عاشقانه آغاز کن که حسرت روزهای

هفته طرح دلواپسی هایت را پر رنگتر می کند

و لحظه های سراسر روشن را از تو دور می سازد.

مبادا در چهار دیواری دلت میزبان غصه های ناتمام باشی.

از طرف کسی که جدایی را به امید دیدار تحمل  می کند .

بهترینم مواظب خودت باش .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط j.najafi  | 

love.......................love

من به غير از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی

از درت روی نتــــــــابم ، چه بخوانی ، چه برانی

دل من ميل تـــــــو دارد ، چه بجوئی چه نجوئی

ديده ام جـای تــــو باشد ، چه بـمانی ، چه نـمانی

مـن کـه بيمار تـــــو هستم ، چه بپرسی چه نپرسی

جان به راه تـــــــو سپارم ، چه بدانی ، چه ندانی

ميتوانی به همه عـمر ، دلم را بفريبی

ور بکوشی ز دل من بگريزی ، نتوانی

دل من سوی تــــــو آيد ، بزنی يا بپذيری

بوســــه ات جان بفزايـد ، بدهی يـا بستانی

جانی از بهر تـو دارم ، چه بخواهی چه نخواهی

شعرم آهنگ تــو دارد ، چه بخوانی چه نخوانی

پرسید به خاطر کی زنده هستی ؟

با اینکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم به خاطر تو ،

بهش گفتم به خاطر هیچ کس

پرسید پس به خاطر چی زنده هستی ؟

با اینکه دلم داد می زد به خاطر دل تو

با یک چشم پر از اشک بهش گفتم به خاطر هیچ چیز .

ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی ؟

در حالی که گریه می کرد گفت :

به خاطر کسی که برای هیچ زنده است

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط j.najafi  | 

love.......................love

 

بعضي‌ها شعرشان سپيد است، دلشان سياه،

بعضي‌ها شعرشان كهنه است، فكرشان نو،

بعضي‌ها شعرشان نو است، فكرشان كهنه،

بعضي‌ها يك عمر زندگي مي‌كنند براي رسيدن به زندگي،

بعضي‌ها زمين‌ها را از خدا مجاني مي‌گيرند و به بندگان خدا گران مي‌فروشند.

بعضي‌ها حمال كتابند،

بعضي‌ها بقال كتابند،

بعضي‌ها انبارداركتابند،

بعضي‌ها كلكسيونر كتابند

بعضي‌ها قيمتشان به لباسشان است،

بعضي به كيفشان و بعضي به كارشان،

بعضي‌ها اصلا‏ قيمتي ندارند،

بعضي‌ها به درد آلبوم مي‌خورند،

بعضي‌ها را بايد قاب گرفت،

بعضي‌ها را بايد بايگاني كرد،

بعضي‌ها را بايد به آب انداخت،

بعضي‌ها هزار لايه دارند

بعضي‌ها ارزششان به حساب بانكي‌شان است،

بعضي‌ها همرنگ جماعت مي‌شوند ولي همفكر جماعت نه،

بعضي‌ها را هميشه در بانك‌ها مي‌بيني يا در بنگاه‌ها.

بعضي‌ها در حسرت پول هميشه مريضند،

بعضي‌ها براي حفظ پول هميشه بي‌خوابند،

بعضي‌ها براي ديدن پول هميشه مي‌خوابند،

بعضي‌ها براي پول همه كاره مي‌شوند.

بعضي‌ها نان نامشان را مي‌خورند،

بعضي‌ها نان جوانيشان را ميخورند،

بعضي‌ها نان موي سفيدشان را ميخورند،

بعضي‌ها نان پدرانشان را ميخورند،

بعضي ها صداي آب را ترجمه مي‌كنند.

بعضي ها صداي ملائك را مي‌شنوند.

بعضي ها صداي دل خود را هم نمي‌شنوند.

بعضي ها حتي زحمت فكركردن را به خود نمي‌دهند.

بعضي ها در تلاشند كه بي‌تفاوت باشند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط j.najafi  | 

love.......................love

 

به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

تو اون فرشته اي که وقتي در فصل بهار قدم ميزني برگ درختان انتظار پاييز را ميکشند تا به جاي پاهايت بوسه بزنند

در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد

هیچ کس از راز دلم آگاه نیست.هیچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبرندارد.من درمسیرقلب توام.چون مسافری و مقصدم افق دورچشمان توست

اگه یه روز خواستی بری حتما خبرم کن قول میدم ازت نخوام بمونی ولی ازت میخوام زود برگردی

يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي... اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پیش آمدند. دلم برات تنگ میشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه میزنم.

بازهم کبوتراحساسم بال می گشاید تادرآبی بی کران آسمان قلبت به پروازدرآید.گویا سالهاست که مفهوم پرواز درگنجایش ذهنش نیست.

اي کاش از بدو تولد کور بودم تا که هيچگاه درياي عشق را در چشمان مليح و فريبايت نمي ديدم

سرو اسوه مقاومت و پايداريست من يه سروم چون تو ريشه مني

اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون براي تو هرگز کم نمي ياد

اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه  

دوستت دارم.به وسعت یه کهکشان.ای نام تو مرهم روح و روانم می خوانم از تو و می گویم که به پای تو مانند شمعی آب می شوم تا پایان.

مهرباني را در نگاه منتظر کودکي ديدم که آبنباتش را به دريا انداخت تا اب شيرين شود

پازل دل يكي رو بهم ريختن هنر نيست.هر وقت تونستي با تيكه هاي شكسته ي دل يك نفر يك پازل جديد براش ساختي هنر كردی

درشیرینی بوسه غرق بودیم که ناگهان شوری اشک رابر لبانم احساس کردم وفهمیدم که این بوسه جدایی است.

اگه سلطنت بلد نباشم سلطنت نميکنمٍ اگه زندگی بلد نباشم زندگی نميکم اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطره تو ياد ميگيرم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط j.najafi  | 

love.......................love

بنام کاتب کتیبه عش

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نيست
بين من و عشق تو ولی فاصله ای نيست

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من ده
گفتی که نه بايد بروم حوصله ای نيست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و ان وقت
 جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نيست
رفتی و خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزد دل من مسئله ای نيست

+ نوشته شده در  ساعت   توسط j.najafi  | 

love.......................love

 

  تويي عاشقترينتنهاي دنيا ............. منم خسته ترين مغموم دنيا

        تويي صادقترين حرف رو لبها ............. منم غمگين ترين راز تو دلها

      تويي زيبا طلوع صبح فردا ...............منم اينجا غروبي مثل شبها  

    تويي همچون قناري شاد و شيدا ...... منم مثل كلاغي رو درختا

    تويي آشفته دل مغرور و رعنا............. منم همراز و همراه يه رويا

   تويي عشق و محبت توي قلبها...........منم ديوونه مثل موج دريا

    تويي تنها تويي ياد غريبها..................منم فرياد بي پايان غمها

       تويي شاخه گل سرخ صدفها...............منم تنها شقايق توي صحرا

        تويي آب زلال اشك چشمها................منم مرداب سرد توي دشتها

+ نوشته شده در  ساعت   توسط j.najafi  | 

love.......................love

میگی:

میگی از گل خوشت می یاد ولی وقتی

بوش می کنی عطرشو ازش می گیری !

میگی از بارون خوشت می یاد ولی وقتی

می باره چتر می گیری زیرش !

میگی از نور خوشت می یاد وقتی آفتابه

می ری تو سایه !

میگی از دریا خوشت می یاد وقتی طوفانیه

نمی ری جلوش !

میگی از درخت خوشت می یاد ولی وقتی

میری جنگل می ترسی گم شی !

میگی از غروب خوشت می یاد وقتی غروب

می کنه بدبختی هات یادت می یاد !

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط j.najafi  | 

love.......................love

امشب دوباره دلم بی صدا شکست

امشب دلم باز بی صدا شکست

امشب دوباره دلم بی صدا شکست

با گریه ای غریب و غمی آشنا شکست

تا کهکشان غرقه شدن در خیال تو

پرواز کرد و چون مرغی رها شکست

یک عمر من شکستم و با درد ساختم

اما کسی نگفت چرا بینوا شکست

ماندم میان موج غریبی ز اشک و آه

کشتی صبرم از ستم ناخدا شکست

امشب ستاره ها پی دلداری آمدند

اما ز داغ من دلشان تا خدا شکست

باز به داد دلم رسی........ای کاش

امشب دوباره دلم بی صدا شکست!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط j.najafi  | 

love.......................love

تو در من آتشی هستی که خاموشت نخواهم کرد
چند یاد چمن و حسرت پرواز کنم


بشکنم این قفس و بال و پری باز کنم


بس بهار آمد و پروانه و گل مست شدند


من هنوز آرزوی فرصت پرواز کنم
خار حسرت زندم زخمه به تار دل ریش


چون هوای گل و مرغان هم آواز کنم


بلبلم ، لیک چو گل عهد ببندد با زاغ


من دگر با چه دلی لب به سخن باز کنم


سرم ای ماه به دامان نوازش بکذار


تا در آغوش تو سوز غزلی ساز کنم


به نوایم برسان زان لب شیرین که چو نی


شکوه های شب هجران تو آغاز کنم


با دم عیسوی ام گر بنوازی چون نای


از دل مرده بر آرم دم و اعجاز کنم


بوسه می خواستم از آن مه و خوش می خندید


که نیازت بدهم آخر اگر ناز کنم


سایه خون شد دلم از بس که نشستم خاموش


خیز تا قصه ی آن سرو سرافراز کنم

-------------------------------------------------------------------------------------

دیــدن روی تو بر دادن جـــــــــــــان می ارزد ۩ لحظه ای پیش تو بودن بــه جهـان می ارزد
قامت راستم ار تیـــــــــــــــر نگاهت خم کرد ۩ نبود غم کــــــه به این پشت کمـان می ارزد گـر چه سـرمایه مرا جان بود اندر ره عشـق ۩ تــو لبت را بگشــــــــــــــا ، دادن آن می ارزد چه غمی هست اگـــر یکسره در این سـودا ۩ دل کند تا ابدالدهــــــــــــــــر زیـان ، می ارزد گر کنــــــــــــــد محتسبم کور به جـرم نگهی ۩ به هـمان چشـــــم پر از راز نـهان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط j.najafi  | 

love.......................love

بعد از رفتنت......
شبي از پشت يک تنهايي غمناک و باراني تو را با لهجه ي گلهاي نيلوفر صدا کردم.تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ ارزوهايت دعا کردم!
پس از يک جستجوي نقره اي در کوچه هاي ابي احساس تو را از بين گلهايي که در تنهاييم روييد با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ ابي ترين موج تمناي دلم گفتي :
( دلم حيران و سرگردان چشماييست رويايي و من تنها براي ديدن زيبايي ان چشم تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها کردم!)
همين بود اخرين حرفت.....
و من بعد از عبور تلخ و غمگين نگاهت حريم چشمهايم را به روي اشکي از جنس غرور ساکت و نلرنجي خورشيد وا کردم.
نمي دانم چرا رفتي؟ نمي دانم چرا ؟ شايد خطا کردم! و تو بي انکه فکر غربت چشمان من باشي!!!! ؟! نمي دانم چرا؟ تا کي؟ براي چه؟
ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد.... و بعد از رفتنت يک قلب دريايي ترک برداشت.....و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاکستري گم شد...
و بعد از رفتنت گنجشکي که هر روز از کنار پنجره با مهربوني دانه بر ميداشت!! تمام بالهايش غرق در اندوه غربت شد....وبعد از رفتنت انگار کسي حس کرد که من بي تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت!!!
ناگهان کسي حس کرد که من بي تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد....و بعد از رفتنت درياچه بغض کرد.کسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد!!!!!
هنوز اشفته ي چشمان زيباي توام
دپببين که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد؟ ؟؟؟
کسي از پشت قاب پنجره ارام و زيبا گفت:(تو هم در پاسخ اين بي وفايي ها بگو:)
در راه انتخاب او خطا کردم و من در حالتي مابين اشک و ترديد وحسرت کنار انتظاري که بدون پاسخ و سرد است!!! و من در اوج پاييزي ترين ويراني يک دل ميان غصه اي از جنس بغض کوچک يک ابر... نمي دانم چرا؟؟؟؟
 شايد به رسم و عادت و پروانگي مان باز براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ ارزوهايش دعا کردم!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط j.najafi  | 

love.......................love

 

آموخته ام که وقتي عاشقم ، عشق در ظاهرم نيز نمايان مي شود.

آموخته ام که عشق مرکب حرکت است نه مقصد حرکت .

آموخته ام که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشقش شويم .

آموخته ام که اين عشق است که زخم ها را شفا ميدهد ، نه زمان .

آموخته ام که تنها کسي مرا شاد ميکند ، که بمن ميگويد « تو مرا شاد کردي »

آموخته ام که گاهي مهربان بودن بسيار مهمتر از درست بودن است .

آموخته ام که مهم بودن خوبست ولي خوب بودن مهمتر است .

آموخته ام که هرگز نبايد به هديه اي که از طرف کودکي داده ميشود « نه » گفت

آموخته ام که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمکش نيستم ، دعا کنم .

آموخته ام که زندگي جديست ولي ما نياز به «دوستي» داريم که لحظه اي با او از جدي بودن دور باشيم .

اموخته ام که تنها چيزي که يک شخص ميخواهد فقط دستي است براي گرفتن دست او و قلبي براي

فهميدنش.

آموخته ام که زير پوست سخت همه افراد کسي وجود دارد که خوشحال شود و دوست داشته باشد.

آموخته ام که خدا همه چيز را در يک روز نيافريد ، پس من چگونه ميتوانم همه چيز را در يک روز بدست آورم .

آموخته ام که چشم پوشي از حقايق آنها را تغيير نمي دهد.

آموخته ام که وقتي با کسي روبرو ميشويم ، انتظار لبخندي از سوي ما دارد.

آموخته ام که لبخند ارزانترين راهي است که ميتوان با آن نگاه را وسعت بخشيد .

آموخته ام که باد با چراغ خاموش کاري ندارد.

آموخته ام که به چيزي که دل ندارد نبايد دل بست .

آموخته ام که خوشبختي جستن آن است نه پيدا کردن آن .

و آموخته ام که قطره درياست ، اگر با درياست .

و آموخته ام که عشق ، مهرباني ، گذشت ، صداقت وبلند نظري خصلت انسانهاي انسان است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط j.najafi  | 

به من آموختی

 

به من آموختی که چگونه عاشق شوم

و چگونه به تو عشق ورزم ، اما پس از

مدتی رفتی در حالی که نیاموختی چگونه

فراموشت کنم ، آری خواستم برای از دست دادنت

قطره های اشکی بریزم ولی افسوس اشک

هایم را برای بدست آوردنت ریختم !  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط j.najafi  | 

love.......................love

 

تو همونی که تو خنده هام شریکی
توی درد و غصه ها واسم طبیبی
تو همون رویای پاکی که توی شبهای من بود
که توی شبهای من بود
**********
از خدا میخوام همیشه که کنار تو بمونم
شمع باش پروانه میشم تا کنار تو بسوز

وقتی چشمات گریه میکرد ارزوم بود که بمیرم
کاش بودم کنارت ای گل تا که دستات رو بگیرم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط j.najafi  | 

پایان

بزرگترین وبلاگ عاشقانه تقدیم به تمام عاشقان

دنیا امیدوارم که ازش خوشتون  اومده باشه

 میدونم برای بعضیا که مفهوم عشق را نمی فهمند

خنده داره .!؟ 

راستی نظر یادتون نره!

از طرف کسی که جدایی را به امید دیدار تحمل میکنه.

....! شما جعفر نجفی

                                   

+ نوشته شده در  ساعت   توسط j.najafi  |